محمد مهريار

363

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

پيشرفت كرده است . مرحوم حاج آقا نور الله نجفى معروف كه به مشروطه‌خواهى و حمايت از مشروطه و انقلاب مشروطيت نامبردار است . چهار دانگ از آن را بر مصارف خيريه وقف كرده است ، ولى چون در نظام پيشين آن را به زارعان فروخته‌اند و در نظام جمهورى كه دوباره آن را به ملكيت وقف اعاده داده‌اند همچنان در يد زارعان باقى مانده است . موقوف عليهم از درآمد آن بىبهره‌اند . اخيرا يك كارخانهء بزرگ مواد نسوز در جنوب شرقى آن در كنار جادهء اصفهان به مباركه احداث كرده‌اند و بعضى صنايع دستى و حرف تخصصى در آن ايجاد شده كه بر جمعيت و اقتصاد آن بسيار افزوده است و اينك هر دو ديه بر روى هم شهركى مىنمايد . برنج آن معروف است و از صاحبان نام و سرمايه عده‌اى در آن سكونت دارند . درهاى آهنى و ديوارهاى آجرى مدتهاست در آن راه يافته و شهرى شدن با همهء كيفيات و خصوصياتى كه دربردارد در آن توسعه يافته است . بانك ، مدرسه ، حمام ، آب لوله‌كشى و اين‌طور چيزها را حالا ديگر در آن عادتا رايج مىبينيم . اختصاصى ديگر جز شهرى شدن عجولانه در آن پيدا نيست . واژه‌شناسى : از صورتهايى كه ذكر شد صورت خولنجان ( برهان قاطع ) و خالنجان ( ابن اثير ) هر دو بىشك تحريف يافته است . بنابراين صورت صحيح آن خان‌لنجان است كه در عرف عامه خولنجان تلفظ مىشود و امالهء الف ممدود وسط به واو كه « او » تلفظ مىشود در لهجهء اصفهانى رايج است و « خان » ، « خون » تلفظ مىشود . خان وامواژه‌اى تركى است و مؤنث آن خانم است كه اينك به‌عنوان حرمت و تكريم براى بانوان مصطلح شده است . در روزگار صفويان عنوان بزرگى بوده است . همچنين به معنى سلطان دربارهء پادشاهان ازبك و ترك معمول بوده است . در عربى كه آن را مخفف خانه گرفته‌اند به معنى كاروانسرا و بارانداز رايج است ولى نمىتوان انديشيد كه ديه بزرگ ، با سابقهء قدمت آن با خان عربى به معنى كاروانسرا آغاز شود . حقيقت اينكه « خان » در فارسى باستان « خانيه » تلفظ مىشود و به معنى چشمه است و در اطراف ايران به انواع مختلف در اسم ديه‌ها قرار گرفته است . مثل خان‌تختى ( سلماس ) و خان‌دشت ( لاهيجان ) و بسيارى ديگر « 1 » . آمدن چشمه و آب در نام آباديهاى ايران سخت معمول و رايج است و خان‌لنجان يعنى

--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 217 .